پارادایم مدیریت مبتنی بر نقاط قوت و رهبریِ تسهیل‌گر

در ادبیات نوین مدیریت و علوم رفتار سازمانی، رویکردهای اقتدارگرایانه و تهاجمی که بر اصلاح رفتارهای کارکنان از طریق تضعیف اعتمادبه‌نفس یا ایجاد فضای تنش‌زا تمرکز دارند، به‌شدت مورد نقد قرار گرفته‌اند. به‌کارگیری سبک‌های مدیریتی تخریب‌گر، نه‌تنها سلامت روان منابع انسانی را به مخاطره می‌اندازد، بلکه با ایجاد «اضطراب سازمانی»، بسترهای لازم برای خلاقیت، نوآوری و برنامه‌های جانشین‌پروری (Succession Planning) را به‌طور نظام‌مند از بین می‌برد. در چنین جوامعی که فضای حاکم بر آن «ناامنی روانی» است، کارکنان نه تنها از مشارکت فعال بازمی‌مانند، بلکه پویایی، طراوت و انگیزه درونی خود را نیز از دست می‌دهند که پیامد مستقیم آن کاهش بهره‌وری کل سازمان است.

در مقابل، پارادایم مدیریت مبتنی بر نقاط قوت (Strengths-Based Management) و سبک رهبری خدمتگزار (Servant Leadership)، بر این اصل استوار است که مدیران باید به جای تمرکز بر نقاط ضعف، به شناسایی و شکوفایی استعدادهای بالقوه زیرمجموعه خود بپردازند. رهبران توانمند و آگاه با ایفای نقشِ «تسهیل‌گر» و «مربی»، فضایی سرشار از امنیت روانی ایجاد می‌کنند؛ فضایی که در آن کارکنان با تکیه بر عزت‌نفسِ بازیافته، قادر به ریسک‌پذیری و ارائه ایده‌های نوآورانه هستند.

به‌طور خلاصه، انتقال از مدیریت کنترل‌گر به سمت رهبریِ حمایتگر، نه یک انتخاب سلیقه‌ای، بلکه یک ضرورت استراتژیک است. مدیرانی که با هوش هیجانی بالا و رویکرد دلسوزانه عمل می‌کنند، نه‌تنها محیط کاری امن و پایداری می‌سازند، بلکه با تقویت عزت‌نفس کارکنان، بستری را فراهم می‌آورند که در آن خلاقیت و نوآوری نه به‌عنوان یک فعالیت جانبی، بلکه به‌عنوان هسته اصلیِ عملکرد سازمان متبلور شود.

دكتر ناصر جمالي

برچسب‌ها:

اشتراک‌گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *