جانشینپروری، امروز یکی از بنیادیترین اصول مدیریت منابع انسانی در سازمانها و شرکتهاست؛ اصلی که نهفقط کارکرد سازمانی، بلکه بعد اجتماعی و انسانی نیز دارد. مدیران و سرپرستان، در هر سطحی که باشند، باید آیندهنگری را در رفتار مدیریتی خود نهادینه کنند. زیرا هیچ جایگاهی، حتی با وجود تواناییهای فردی، همیشگی نیست و چرخهی طبیعی مدیریت، نیازمند نوسازی و انتقال مسئولیتهاست.
این اصل، ریشه در آموزههای دینی نیز دارد. امیرالمؤمنین علی (ع) در نهجالبلاغه، به روشنی به «حق رعیت بر حاکم و حق حاکم بر رعیت» اشاره میکنند؛ حقی متقابل که نشان میدهد مدیریت و رهبری، مالکیت نیست؛ وظیفهای است که باید با عدالت، فروتنی و آیندهنگری همراه باشد. پیامبر اکرم (ص) نیز با حدیث «حاسِبوا أنفسَکُم قبلَ أن تُحاسَبوا» اهمیت بازنگری در رفتار و عملکرد را گوشزد میکنند؛ مفهومی که در مدیریت نوین بهعنوان ارزیابی مستمر عملکرد شناخته میشود.
در سازمانهای امروز، ماندگاری طولانیمدت در یک جایگاه مدیریتی، بدون ایجاد تحول و بدون تربیت نیروهای جایگزین، میتواند به افت عملکرد، کاهش انگیزه کارکنان و توقف جریان خلاقیت منجر شود. مدیران خردمند پیش از آنکه زیردستان از کاهش اثربخشی آنان گلایه کنند، خود به ارزیابی دورهای عملکرد، واگذاری مسئولیت، و آمادهسازی نسل بعدی مدیران اقدام میکنند.
این رویکرد کاملاً با نظریات صاحبنظران برجسته مدیریت همسوست:
پیتر دراکر، پدر علم مدیریت نوین، معتقد است: «یکی از مهمترین وظایف هر مدیر، ساختن مدیر بعد از خود است.»جیم کالینز در کتاب «از خوب به عالی» توضیح میدهد که سازمانهای موفق، مدیرانی دارند که بهدنبال حفظ قدرت نیستند، بلکه بهدنبال ساختن سیستمی پایدار هستند.چارلز هندی در «عصر ناآرامی» بیان میکند که سازمانها تنها زمان موفق میمانند که چرخه یادگیری و جایگزینی در آنها متوقف نشود.جان کاتر نیز در مدل هشتگانه رهبری تحول، بر ضرورت ایجاد فرهنگ جانشینپروری برای تثبیت هر تحول سازمانی تأکید دارد.
متأسفانه در برخی سازمانها، درک نادرستی از مدیریت وجود دارد؛ برخی مدیران نهتنها حاضر به ترک جایگاه خود نیستند، بلکه هرگونه تلاش کارکنان برای رشد، ارتقا و توانمندی را سرکوب میکنند. این رفتار نهتنها ایجاد نارضایتی میکند، بلکه آینده سازمان را نیز تهدید میسازد، زیرا هیچ ساختار پایداری بدون پرورش مدیران آینده دوام نخواهد آورد.
مدیران موفق، تنها به «حفظ جایگاه» نمیاندیشند؛ آنها تلاش میکنند اثری ماندگار از خود برجای بگذارند. میراث یک مدیر شایسته، «قدرت» او نیست؛ «پرورش افرادی است که پس از او سازمان را بهتر از گذشته اداره کنند». چنین فردی نهتنها در سازمان، بلکه در ذهن و دل کارکنان، با عنوانی ارزشمند شناخته خواهد شد: «مدیرِ جانشینپرور».
جانشینپروری، نشانه بلوغ سازمان است؛ سازمانی که برای آینده برنامه دارد، برای رشد افراد ارزش قائل است، و مدیریت را «چرخهای پویا» میداند نه «موقعیتی دائمی». آینده از آنِ سازمانهایی است که مدیرانشان میفهمند ماندگاری نام، مهمتر از ماندگاری صندلی است.
دكتر ناصر جمالي