در سازمانها و کسبوکارهای امروزی، بهرهگیری از رهبران و مربیان توانمند نقش بسزایی در توسعه سرمایه انسانی و ارتقای عملکرد تیمها ایفا میکند.
مربیان و رهبران اثربخش، صرفاً هدایتکننده امور اجرایی نیستند، بلکه با تمرکز بر آموزش، توانمندسازی، انگیزش و رشد حرفهای اعضای تیم، زمینه را برای شکوفایی استعدادهای فردی و جمعی فراهم میسازند.
در ادبیات مدیریت و رفتار سازمانی، رهبری زمانی اثربخش تلقی میشود که رهبر بتواند علاوه بر دستیابی به اهداف سازمانی، در مسیر توسعه قابلیتها، افزایش شایستگیها و ارتقای سطح عملکرد کارکنان نیز نقش فعال و سازندهای ایفا کند.
از این منظر، مربی یا رهبر سازمانی فردی است که موفقیت اعضای تیم را بخشی از موفقیت خود تلقی میکند و از رشد، پیشرفت و دستاوردهای زیرمجموعه خویش احساس رضایت و خرسندی دارد. بر این اساس، کارفرمایان و مدیران سازمانها لازم است در فرآیند جذب و بهکارگیری منابع انسانی، توجه ویژهای به شناسایی افرادی داشته باشند که علاوه بر تخصص حرفهای، از استعداد رهبری، توانمندی مربیگری، مهارت انتقال دانش و قابلیت پرورش دیگران نیز برخوردارند.
چنین رویکردی میتواند به شکلگیری فرهنگی مبتنی بر یادگیری مستمر، توسعه فردی، همکاری سازمانی و رشد پایدار منجر شود.
در نهایت، سازمانهایی که از ظرفیت رهبران و مربیان مؤثر بهره میبرند، نهتنها در ارتقای عملکرد کارکنان موفقتر عمل میکنند، بلکه در بلندمدت از مزیت رقابتی پایدارتری نیز برخوردار خواهند شد؛ زیرا توسعه منابع انسانی، یکی از بنیادیترین عوامل موفقیت در محیطهای پویا و رقابتی امروز به شمار میآید.
دكتر ناصر جمالي