مرحله اول؛ معادله‌ی هدف: تلازم اندیشه و عمل در مسیر کامیابی

دستیابی به سرمنزل مقصود در هر وادی از کار و کسب، نیازمند صورت‌بندی یک «معادله‌ی هدف» است؛ ضابطه‌ای حیاتی که ما را در مسیر نیل به آرزوها و اهدافمان رهنمون می‌سازد و تضمین‌کننده بهره‌وری و اثرگذاری تلاش‌هایمان خواهد بود
بخش اول: گام نخست؛ پایه‌ی اندیشه
نخستین و زیربنایی‌ترین اصل در این مسیر، همانا «اندیشه» است؛ سنگ بنای هر موفقیتی که در جهان مادی محقق شده است.
در تبیین اهمیت این اصل بنیادین، سخن حکیمانه‌ی مولانا جلال‌الدین رومی، بس گویا و نافذ است:

ای برادر تو‌ همه اندیشه‌ای
ما بقی، استخوان و ریشه‌اي
گر بود اندیشه، آن گُل، گُلشنی
وَر بود خام، بد هیمه گلخنی

این بیت شگرف، تصدیق می‌کند که گوهر وجود انسان و ماهیت حقیقی او، چیزی جز کیفیت اندیشه‌هایی که در سر می‌پروراند، نیست. اگر اندیشه‌های ما والا، پخته و معطوف به هدف باشند، موفقیت‌ها خود به سوی ما گسیل می‌شوند و گلشن کامیابی شکوفا می‌گردد؛ وگرنه، در دام مشکلات و موانع متعددی گرفتار می‌شویم که نتیجه‌ای جز ناکامی در پی نخواهد داشت.

عزیزانی که در دهه‌های پنجاه و شصت شمسی به بلوغ رسیده‌اند، به‌خوبی پیام عمیق نهفته در کارتون خاطره‌انگیز «بی‌کار و بی‌اندیشه» را به یاد می‌آورند. این برنامه از همان دوران کودکی، حکمت بزرگی را به ما می‌آموخت که در این عبارت خلاصه می‌شد:

«بی‌کار و بی‌ اندیشه، کار درست نمی‌شه!»

این جمله کوتاه، ماهیت «تلازم» میان اندیشه و عمل را به زیبایی بیان می‌کند:
اگر کسی صرفاً کار کند، اما فاقد اندیشه‌ای عمیق و نقشه‌ی راه باشد، تلاشش همچون کارگری بی‌هدف خواهد بود که انرژی‌اش به هدر می‌رود و نتیجه‌ای ماندگار حاصل نمی‌شود.
از سوی دیگر، فردی که تنها به اندیشیدن و خیال‌پردازی بسنده کند و از عمل و مجاهدت غافل بماند، به رؤیاپردازی خام تبدیل خواهد شد که هیچ یک از طرح‌هایش به مرحله‌ی ظهور نمی‌رسد.
اینجاست که درمی‌یابیم: اندیشه و عمل، دو جزء مکمل و لازم و ملزوم یکدیگرند که هر یک به تنهایی، فاقد کارایی و بهره‌وری لازم برای رسیدن به قله‌های رفیع موفقیت هستند.
دکتر ناصر جمالی

برچسب‌ها:

اشتراک‌گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *