کارآفرینی یکی از عوامل مهم رشد اقتصادی و نوآوری در جوامع محسوب میشود. بسیاری از کارآفرینان در آغاز مسیر با انگیزه، امید و اشتیاق فراوان کسبوکار خود را راهاندازی میکنند؛ اما در ادامه، فشارهای مدیریتی، مالی و اجتماعی میتواند به تدریج زمینه بروز فرسودگی شغلی را فراهم کند.
مفهوم فرسودگی شغلی نخستینبار توسط «هربرت فرودنبرگر» مطرح و بعدها توسط «کریستینا ماسلاچ» توسعه یافت. بر اساس نظریه ماسلاچ، فرسودگی شغلی شامل سه بعد اصلی است: خستگی عاطفی، کاهش احساس موفقیت فردی و فاصلهگرفتن ذهنی از کار.
همچنین بر اساس مدل «تقاضا–منابع شغلی»، زمانی که فشارها و مطالبات کاری از منابع در دسترس فرد بیشتر شود، احتمال فرسودگی افزایش مییابد. در کارآفرینی، عواملی مانند ریسک مالی، رقابت بازار، تغییرات محیط اقتصادی و محدودیت منابع میتواند این فشار را تشدید کند.
نظریه «حفظ منابع» نیز بیان میکند که کاهش مداوم منابعی مانند زمان، سرمایه و انرژی روانی بدون امکان بازیابی آنها، یکی از عوامل اصلی شکلگیری فرسودگی است. این وضعیت در کارآفرینانی که مسئولیتهای متعدد و عدم قطعیتهای فراوان را تجربه میکنند، بیشتر مشاهده میشود.
از اینرو، توجه به مدیریت استرس، برنامهریزی راهبردی، بهرهگیری از مشاورههای تخصصی و ایجاد تعادل میان کار و زندگی میتواند نقش مهمی در پیشگیری از فرسودگی شغلی کارآفرینان داشته باشد و به پایداری و موفقیت کسبوکارها کمک کند.
دكتر ناصر جمالي